تبليغاتX
م . اتاق تنهایی یک دختر شهرستانی

م . اتاق تنهایی یک دختر شهرستانی

آیا دستانت آرامش گاه من است؟ تو جذابترین و زیباترین مرد رویاهای من خواهی بود؟

مسلما رای نخبگان ایران برای هر نامزد ریاست جمهوری یک امتیاز محسوب می شود با هم نگاهی می کنیم به حمایت های نخبگان اندیشمند سرزمینمان و رای آنها به نامزدهای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران .


حامیان میرحسین موسوی :

صادق زیبا کلام صادق زیباکلام
۲.jpg یوسف اباذری
۳.jpg محسن کدیور

حامیان مهدی کروبی:

۴.jpg عبدالکریم سروش
۵.jpg  بابک احمدی
۶.jpg عطاالله مهاجرانی

حامیان محسن رضایی:

!

حامیان محمود احمدی نژاد:

!

اندیشمندانی که سکوت کرده اند :

۷.jpg ارد بزرگ
۸.jpg مير جلال الدين کزازي

اندیشمندانی که انتخابات را تحریم کرده اند :

۹.jpg شیرین عبادی

 

ماخذ : bi3t.ir

 

 

+نوشته شده در ساعتتوسط سمیرا .م | |

بیــا تا از همــه دنیا رهـا شیـم

بیا مانند روح آدما شیم

بیاتا از میون این همه درد یه درمونی واسه دیوونه ها شیم

بیــا تا از میون این ضوابط یه پارتی ای واسه رابطه ها

 

عشق گلي است كه اگر آن را به قصد تجزيه و تحليل پرپر كنيد،

هرگز قادر نخواهيد بود كه آن را دوباره جمع كنيد

 

ما آدما هميشه داهای بلند و می شنويم ،

پررنگها رو می بينيم و کارهای سختو دوست داريم ،

غافل از اينکه خوبها آسون ميان ، بی رنگ می مونن و بی صدا می رن !

 

وقتي ازت دورم فكر نكني فراموشت مي كنم نه !!!

فقط بهت فرصت ميدم دلت واسم تنگ بشه

 

داشتم اشکهايم را روي نامه اي عاشقانه با قطره چکان جعل ميکردم

خاطرم آمد شايد دلتنگ خنده هايم باشي

ببخش اگر اين روزها عشق با گريستن ثابت ميشود

 

بهاي عشق چست بجزعشق به هم رسيدن

يعني اغاز با هم ماندن يعني زند گي …زندگي با عشق يعني کا ميابي

 

در شگفتم که سلام آغاز هر ديداريست ، ولي در نماز پايان است .

شايد اين بدين معناست که پايان نماز ، آغاز ديدار است

 

خیلی سخته توی پاییز با غریبی آشنا شی

اما وقتی که بهار شد یه جوری ازش جدا شی

خیلی سخته یک غریبه به دلت یک وقتی بشینه

بعد اون بگه که هرگز نمی خواد تو رو ببینه

 

اگه از تو ننوشتم ، فکر نکن سرم شلوغه توي زندگي يه وقتا ،

تنهايي رمز عبوره اگه از چشمات گذشتم ،

فکر نکن عاشق نبودم مطمئن باش توي دنيا ، دل به تو سپرده بودم .

 

امروز رفتم برات يه ساعت بخرم ولي هر چي گشتم

هيچ ساعتي به قشنگي اون ساعتي که ديدمت پيدا نکردم

 

آنكه مست آمد و دستي به دل ما زد و رفت

در اين خانه ندانم به چه سودا زد و رفت

خواست تنهايي ما را به رخ ما بكشد

تنه اي بر در اين خانه تنها زد و رفت

 

چشم هايت وقتي دروغ مي گويي زيبا تر مي شوند

اگر مي خواهي زيباترين باشي هميشه به من بگو دوستت دارم

 

عشق با روح شقايق زيباست ، عشق با حسرت عاشق زيباست ،

عشق با نبض دقايق زيباست ، عشق در حسرت ديدار تو زيباست ؛ به اميد ديدار

 

روزگاريست در اين کوچه گرفتار توام باخبر باش که در حسرت ديدار توام گفته

بودي که طبيب دل هر بيماري پس طبيب دل من باش که بيمار توام

 

عاشقی را شرط اول ناله وفریاد نیست


تا کسی از جان شیرین نگذرد فرهاد نیست


عاشقی مقدورهر عیاش نیست


غم کشیدن صنعت نقاش نیست

 

 

بعد مرگم....

بعد مرگم تو اي زيبا نگارم

بيا با جمع ياران برمزارم

سرت را خم كن بوسه اي زن بر مزارم


كه هنوز زير خاك چشم انتظارم






The image “http://i26.tinypic.com/2djxv7q.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

 

+نوشته شده در ساعتتوسط سمیرا .م | |

 

 

 

 عشق يعني خواستن له له زدن                                                

    عشق يعني سوختن پر پر زدن                                 

 عشق يعني جام لبريز از شراب         

                عشق يعني تشنگي يعني سراب

                              عشق يعني لايق مريم شدن

                                                    عشق يعني با خدا همدم شدن

                                                                              عشق يعني لحظه هاي بي قرار

 

 

 عشق يعني صبر يعني انتظار                                                                                  

عشق يعني از سپيده تا سحر                                                           

 عشق يعني پا نهادن در خطر                                          

  عشق يعني لحظه ي ديدار يار                     

              عشق يعني دست در دست نگار           

                 عشق يعني ارزو يعني اميد

                                          عشق يعني روشني يعني سپيد

  

گفتم تو شیرین منی                   گفتی تو فرهادی مگر

گفتم خرابت می شوم                 گفتی تو آبادی مگر

گفتم ز کویت میروم                     گفتی تو آزادی مگر

گفتم فراموشم مکن                    گفتی تو در یادی مگر 

 

 

 

+نوشته شده در ساعتتوسط سمیرا .م | |

 

 

با عشق زمان فراموش مي شود و با زمان هم عشق ... 

و من از هيچ چيز به اندازه ي فراموشي نمي هراسم !

 

 

 

هميشه در آسمان دنبال ستاره هاي كم نور تر

 بگرد ، چون هميشه ستاره هاي پر نور ،

 چشم هاي زيادي به اون نگاه مي كنند

 و مواظبش هستن ... !!

 

 

 

دل آدم مثل جزيره ي دور افتاده مي مونه ،

 كسي كه براي اولين بار پا به جزيره

 مي ذاره مهم نيست ،مهم كسيه كه

 هيچ وقت جزيره رو ترك نكنه !

 

 

 

زندگي مثل شطرنج مي مونه ، اگه بازي

 نكني ميگن بلد نيست اما اگه

خوب بازي كني همه

 مي خوان شكستت بدن ... !!

 

 

 

عشق مثل ساندويچه كه اونو از دو

طرف شروع مي كنند به خوردن ،

 وقتي بهم مي رسن

كه تموم شده !!

 

 

 

همه ي اينا رو گفتم كه يه چيزي رو بفهمي :

 

 

به چيني (Woo ay ni) ، به اسپانيايي (Te amo)

 

 به تركي (Seni Soyorom) ، به عربي (احبك) ،

 

 به انگليسي (Love you) ديگه به چه زبوني بگم

 

 دوستت دارم ...

 

خب ديگه زياد نوشتم !

 

اميدوارم خوشتون بياد !!

 

نظر يادتون نره ها !!

 

باي باي ...

  

+نوشته شده در ساعتتوسط سمیرا .م | |

تا بحال اینگونه روبرویت قرار نگرفته ام٬انگار که فقط من تو را می بینم

و جمعی منتظرند تا برایشان توصیف کنم تو را!

توصیف؟!

منتظرند؟!!

نمیدانم.....

اما هرچه هست جنس اینجا با ان دفتر سرمه ای فرق میکند

انجا فقط تو هستی و منی که توام

انجا نیازی به تشریح رابطه مان نیست ـ رابطه ای به شدت سینوسی

که گاه در مثبت بی نهایت سیر میکند و گاه در منفی بی نهایت ـ

انجا دوستت دارم گفتن دلیل نمیخواهد

انجا میشود حرف به حرف دوستت دارم را قصه ای کرد عاشقانه تر از

لیلی و مجنون اما ننوشت!

انجا برگهای سفید دفتر نیازی به اثبات ندارند

اما اینجا نمیشود ساده گفت دوستت دارم و گذشت

اینجا باید  ثابت کرد باید کلمه به کلمه اش را تعریف کرد!

 

 

دوستت دارم همان نیرویی است که تورا بارها و بارها بازگرداند

دوستت دارم همان احساسی است که خواب را از چشمانت ربود

دوستت دارم تمام ان لحظه هائیست که من بودم و خدا و فقط حرف از تو بود

دوستت دارم تمام ورق های خیس  خورده ی همان دفتر سرمه ایست که

هیچگاه ندیدی

دوستت دارم تمام نوشته هائیست که هیچگاه نخواندی

دوستت دارم همان چیزیست که تاب نیاوردی فهمیدنش را

دوستت دارم.......

دوستت دارم اصلا چیز بزرگی نیست٬حتی نیازی به اثبات هم ندارد نه در

ان دفتر سرمه ای نه اینجا!

لمس دوستت دارم فقط چشم میخواهد ـ نه حتی دست ـ تا ببیند منی را

که تو شده ام......خود خودت......

 

 

+نوشته شده در ساعتتوسط سمیرا .م | |

 

آغاز ایجاد دودمان اشکانیان در کناره رود اترک ( پارتها )
 

جوانان ایرانی به ستوه آمده از ستم دودمان سلوکی بارها به پیش ارشک ( اشک یکم ) آمده و خواستار طغیان بر ضد پادشاه سلوکی می شدند و ارشک به رود آرام اترک می نگریست و می گفت تا زمانی که جریان مردمی آرام است طغیان ما همانند فریاد بی پژواک خواهد بود و باید صبر کرد . 

 

  

اشک یکم


پس از چندی یارانش خبر آوردند که دیودوتس ( دیودوت یکم ) والی یونانی باکتریا بر علیه  آنتیوخوس دوم پادشاه سلوکی شورش نموده  و دولت مستقل باختر را تشکیل داده است .  

 

   

دیودوت یکم 

 

 

باکتریا ( که به کشور باختر تغییر نام یافت )

 

ارشک دستور گردهمایی جوانان سلحشور پهلوی را در دره وسیع اترک داد و رو به آنها کرد و گفت امروز رودهای مردمی سرشار از حس انتقامند در این هنگامه باید همچون موج بلندی دودمان یونانیان را به زیر آوریم  . 
موج اشکانیان خیلی زود دودمان سلوکی و همچنین باختر را به زیر کشید و کشورمان ایران را باز ابر قدرت بی رقیب جهان نمود .
ارد بزرگ متفکر برجسته کشورمان می گوید : بستر اندیشه توده ها همانند بستر رودخانه در حال دگرگونی است جریانی که دارای پسامدهای نیرومند و گاه هولناکی در ریشه و پایه خود است .

ارشک با زمان سنجی مناسب ضربه نهایی و کاریی بر دودمان ستم سلوکی وارد آورد و این دروازه شکوه دوباره ایران شد .   

 

 

 

عکس هایی از رود اترک و دشت آن 

 

 

 

 

 

 

 

 منبع : http://yasamin.tradea.org/

 

+نوشته شده در ساعتتوسط سمیرا .م | |