|
در سال 1932 هیتلر شناسنامه آلمانی گرفت و به تابعیت آلمان درآمد
آلمانی که به خاطر آن پانزده سال قبل در جنگ جهانی اول در جنگ اول جهانی
در جبهه فرانسه به مدت یک سال کور و زخمی شد .
امشب میخوام فریاد بزنم... گریه کنم...با صدای بلند گریه کنم... اما یه کسی توی دلم میگه "گریه..؟؟نه..نه گریه کردن کار آدمای ضعیفه..آدمای ترسو..محکم باش..." ولی من یه شب گریه میکنم...! برای خودم.. برای تو ..برای همه ی کسایی که مثل من میخواستن گریه کنن اما... زانو میزنم و گریه میکنم.. فریاد میزنم وگریه میکنم..طلب بخشش میکنم و گریه......... گریه میکنم برای ضعیف بودنم در مقابل معبودم..گریه میکنم از ترس اینکه اینقد بد بشم که دیگه اون نگام نکنه.....گریه میکنم...
خانه اي داشته باشم پر دوست کنج هر ديوارش دوستهايم بنشينند آرام وارد خانه پر عشق و صفاي من گردد یک سبد گل سرخ به من هديه کند بر درش برگ گلي مي کوبم روي آن با قلم سبز بهار خانه دوست کجاست؟؟؟؟؟؟؟؟ **سهراب سپهری**
زیر باران بیا قدم بزنیم حرف نشنیده ای به هم بزنیم نو بگویم نو بیندیشیم عادت کهنه را به هم بزنیم وزباران کمی بیاموزیم که بباریم و حرف کم بزنیم کم بباریم اگر، ولی همه جا عالمی را به چهره نم بزنیم چتر را تا کنیم و خیس شویم لحظه ای پشت پا به غم بزنیم سخن از عشق خود به خود زیباست سخن عاشقانه ای به هم بزنیم قلم زندگی به دست دل است زندگی را بیا رقم بزنیم سالکم قطره ها در انتظار تواند زیر باران بیا قدم بزنیم
روزی هنگام سحرگاهان رب النوع سپیده دم از نزدیکی گل سرخ شکفته ای میگذشت . سه قطره آب بر روی برگ گل مشاهده نمود که او را صدا کردند. چه میگویید ای قطرات درخشان ؟ می خواهیم در میان ما حَکَم شوی ..... مطلب چیست ؟ ما سه قطره ایم که هر یک از جایی آمده ایم، می خواهیم بدانیم کدام بهتریم؟ اول تو خود را معرفی کن ؟ یکی از قطرات جنبشی کرد و گفت : من از ابر فرود آمده ام . من دختر دریا و نماینده ی اقیانوس مواجم . دومی گفت : من ژاله و پیشرو بامدادم. مرا مشاطه ی صبح و زینت بخش ریاحین و ازهار می نامند. دخترک من تو کیستی ؟ من چیزی نیستم . من از چشم دختری افتاده ام . نخستین بار تبسمی بودم، مدتی دوستی نام داشتم ، اکنون اشک نامیده می شوم. دو قطره ی اولی از شنیدن این سخنان خندیدند. اما رب النوع قطره ی سوم را به دست گرفت و گفت : هان به خود بازآیید و خودستایی ننمایید.این از شما پاکیزه تر و گران بهاتر است. اولی گفت : من دختر دریا هستم. دومی گفت : من دختر آسمانم. رب النوع گفت : چنین است اما این بخار لطیفی است که از قلب برخاسته و از مجرای دیده فرود آمده است! این بگفت و قطره ی اشک را مکید و از نظر غایب گشت.
تحول در کتابخوانی و جایگاه نشر اینترنتی سرعت نشر اینترنتی
و استقبال عمومی از آن فوق العاده زیاد شده است اگر در سالهای گذشته پر
طرفدارترین سایت های اینترنتی سایت های ارایه دهنده موزیک و نرم افزار
بوده اند امروز باید به صراحت گفت سایتهای ارایه دهنده کتاب گوی سبقت را
از آن ها ربوده اند . این نشان می دهد نسل جویای آموختن و
فراگیریست یک بخش جدید هم به دایره نشر اینترنتی افزوده شده است و آن فرمت
های جدید کتاب است که برای موبایل آماده می شوند در واقع هم پایه رشد
تکنولوژی ، طریقه آموزش همگانی نیز تغییر می کند به خاطر داریم تا همین
چندی پیش اغلب روزنامه های ما مانند ناشران و هفته نامه ها و مجلات امروز
ما دارای سایتی اختصاصی نبودند اما امروز می بینیم سایتهای آنها هوداران
بسیار یافته اند که البته این خود هنوز هم جای کار بسیار دارد . می
دانیم که بزرگترین روزنامه های جهان میلیونها نویسنده دارند یعنی مخاطبین
آن ها در نگارش مقالات و مطالب نقش دارند که این در بعضی از روزنامه ها تا
60 درصد کل مطالب را تشکیل می دهد . البته روزنامه های ما از این بابت
همچنان در گیر گروههای پنهان هیئت تحریریه خود هستند و به همان نسبت
مطالبشان دارای تنوع و زیبای خاصی نیست گویا مدیران مسئول و سردبیران ما
هنوز این شهامت را ندارند که با کسانی کار کنند که به شکل مجازی مطالب را
در اختیارشان می گذارند . نویسندگان امروز ایران هم با یک
پارادوکس مواجه هستند پرادکسی بین انتخاب نشر کلاسیک و نشر اینترنتی . برای
نویسندگانی که به دنبال درآمد خاصی نیستند نشر اینترنتی بسیار جذابتر و
سهل و الوصول تر است و نیاز به گذشتن از گذرگاه های صعب العبور نیست دیگر
کمبود کاغذ و اداهای بعضی از ناشرین ن و صفحه بندی گرافیست و هزار دردسر دیگر نیست به
راحتی می توان در ظرف چند ثانیه با مخاطب کتاب خود ارتباط برقرار نمود و
نتیجه عمل را نیز دید . بسیاری از ناشران جوان ما امروز از
اینترنت به عنوان ویترین کتابهای خود استفاده می کنند و آنهایی که کمی
جامعه شناسی و روانشناسی می دانند مختصر و یا گزیده ایی از مطالب و یا
زندگینامه نویسنده کتاب خویش را در کنار و گوشه سایت خود می گذارند تا
بدین شکل مخاطب خویش را برای خرید کتابها ترغیب کنند . می
دانیم سال گذشته پر فروش ترین کتاب ایران حاوی جملات برگزیده بود در جامعه
امروزی ایران استقبال از جملات و سخنان قصار بسیار زیاد شده است میلیونها
کاربر در صدها هزار صفحه اینترنتی بدنبال خواندن این جملات هستند . می
دانید که وب سایت تخصصی من رتبه نخست گوگل در هنگام سرچ دانلود کتاب و رتبه دوم
سرچ کلمه کتاب را داراست در این مدت سعی کرده ام برآورد آماری از استقبال
عمومی نسبت به کتاب ها بدست آورم . این داده ها شاید برای آنهایی که
بدنبال تالیف و چاپ کتاب هستند می تواند مفید واقع شود . بطور مثال سه
هفته پیش کتاب آرمان نامه ، که مجموعه ایی است از اندیشه های متفکر و مصلح
برجسته کشورمان ارد بزرگ ، توسط آقای امیر همدانی در روزهای پایانی دی ماه
(1387) کار تالیف ش به پایان رسیده و در سایتشان گذاشتند من هم آن را با
چند لینک ساده در سایتم قرار دادم امروز در کمتر از سه هفته می بینم بیش
از هفت هزار دانلود مستقیم داشته و سایت هایی که اختصاصا مطالب آن را
در مجموعه های خود قرار داده اند بیش از 30 هزار بازدید داشته اند که فقط
در یک مورد آن که وب سایت خانم مهرناز کریمی است 15 هزار بازدید را ما
شاهدیم حتی اگر یک سوم بازدیدهای مستقیم را در نظر بگیریم یعنی ده هزار
مطالعه مستقیم را بهمراه 7 هزار دانلود غیر مستقیم کتاب ، می بینیم این
کتاب در کمتر از سه هفته 17 هزار بار توسط ایرانیان مورد استفاده قرار
گرفته است . در طی سال های اخیر من سراغ ندارم هیچ کتابی
در این مدت اندک به چنین رکوردی دست یافته باشد یعنی فاصله پایان نگارش و
رسیدن به مخاطب در ظرف کمتر از 21 روز و آن هم هفده هزار مخاطب نشانه
تحولی اساسی در انتشار کتاب است . کتاب هایی دیگری که
استقبال بسیار از آنها شده است کتابهایست که حاوی داستان های کوتاه هستند
و پس از آن کتابهایی که بخش هایی از شاهنامه و یا در مورد شاهنامه می
باشند . کتابهای دیکشنری فارسی به انگلیسی هم فوق العاده
هوادار دارد در بین آدمهای مشهور هم کتابهای جلال آل احمد ، خواجه عبدالله
انصاری ، نادر ابراهیمی ، قيصر امين پور با استقبال زیادی مواجه شده است . دیگر
مواردی که مورد خواست عمومی است کتابهایی است که اینترنت را به زبانی ساده
آموزش می دهند . رشد و سرعت آی تی سبب شده است که اشتیاق خاصی در این بخش
حس شود . باید به بزرگترین مشکل حال حاضر مباحث اینترنتی
اشاره کنم و آن نداشتن امکان خرید و فروش اینترنتی به شکل آنلاین است
اکنون کشورهایی نظیر هند چندین برابر درآمد ما از نفت ، از طریق تجارت
الکترونیک کسب درآمد می کنند و متاسفانه ما در این راه با موانع بسیار
بزرگ و جدی مواجه هستیم . به نظر من با برطرف شدن این
مشکلات تغییر بسیار بزرگی در امر مبادلات رخ میدهد در کوتاه مدت بزرگترین
مشکل ناشران را که همان سیستم توزیع و پخش کتاب است و در این راه گاهی تا
50 درصد قیمت پشت جلد را نیز نصیب خود می کنند را برطرف می سازد . فکر
می کنم اینترنت کاری را که دولت ها طبق قوانین اساسی خود موظف به انجام
آن هستند و نتوانستند انجام دهند یعنی آموزش رایگان همگانی را در حال
انجام دادن است و درصد تاثیر گذاریش هر روز بیشتر هم می شود . در
هیچ کجای تاریخ شما شاهد این نبوده اید که دانش آموزان از آموزگاران خود
نسبت به خیلی از مسائل بیناتر باشند و امروز دانش آموزان ما به آموزگاران
خود اینترنت و عرصه های آن را آموزش می دهند . نکته بسیار
مهمی که در حال رخ دادن است و ندیدم کسی به آن اشاره کند آنست که با توسعه
نشر اینترنتی مصرف کاغذ به شدت در حال کاهش است روزنامه ، کتاب ، دفتر و
حتی مداد و لوازم التحریر مانند خط کش نقاله ، گونیا و مدادهای رنگی ،
پاستل ، گواش و حتی قلم نی کم کم آنقدر استفاده از آنها محدود می شود که
شاید هزاران هزار کارخانه ی تولید آنها بسته و به شغل دیگری روی آورند . این
اندوهناک و غم انگیز نیست دنیای جدید حتی یک سی دی ساده را هم تحمل نکرد و
امروز می شنویم کارخانجات تولید سی دی به خاطر تکثیر و ازدیاد کارت های
حافظه کوچک در حال ورشکستگی هستند. فکر می کنم مدیران
فرهنگی باید دیدگاه خویش را تغییر دهند و بیش از آن که به فکر نمایشگاه
سالانه کتاب باشند باید مشکل خرید و فروش اینترنتی را حل کنند که اگر این
اتفاق رخ دهد ناشرین ما به جای چند روز تحمل هزار مشقت در یک مکان محدود
به اسم نمایشگاه کتاب ! ، در یک سایت مجازی نمایشگاهی جهانی خواهند داشت و
طرف حساب آنها هم تنها مشتری و اداره پست خواهد بود اداره ایی که اگر
دولتی نبود تا کنون بارها ورشکست شده بود . این تحرک و پویایی مثبت شغل
های کاذب و خدماتی بسیاری را از بین می برد و آن نیروها را به بخشهای
تولیدی و ارزشمندتری هدایت می کند . آرزو کردی مدیر سایت دانلود کتاب
.......كودكي و پيري.. گفتم پس جواني چه شد؟ .گفت با عشق ساخت...........................با بي وفايي سوخت ............ با جدايي مرد این چرایی های مبهم کار دنیای حسوده وقتی که قصه تلخو هیچکسی باور نداره بزار تا ماتم دنیا رو سر و تنت بباره در سرم سودای جامی بی زبان پرسه ای آغاز کردیم در خیال دل به یاد آورد ایام وصال از جدایی یک دو سالی می گذشت یک دو سال از عمر رفت و برنگشت دل به یاد آورد اول بار را خاطرات اولین دیدار را آن نظربازی و آن اسرار را آن دو چشم مست آهوبار را همچو رازی مبهم و سربسته بود چون من از تکرار او هم خسته بود آمد و هم آشیان شد با من او هم نشین و هم زبان شد با من او خسته جان بودم که جان شد با من او ناتوان بودم توان شد با من او دامنش شد خوابگاه خستگی این چنین آغاز شد دلبستگی وای از آن شب زنده داری تا سحر وای از آن عمری که با او شد به سر مست او بودم ز دنیا بی خبر دم به دم این عشق می شد بیشتر آمد و در خلوتم دم ساز شد گفتگوها بین ما آغاز شد گفتمش در عشق پابرجاست دل گر گشایی چشم دل زیباست دل گر تو زورعمان شوی دریاست دل بی تو شام بی فرداست دل دل ز عشق روی تو حیران شده در پی عشق تو سرگردان شده گفت در عشقت وفادارم بدان من تو را بس دوست می دارم بدان شوق وصلت را به سر دارم بدان چون تویی مخمور خمارم بدان با تو شادی می شود غم های من با تو زیبا می شود فردای من گفتمش عشقت به دل افزون شده دل ز جادوی رخت افسون شده جز تو هر یادی به دل مدفون شده عالم از زیباییت مجنون شده بر لبم بگذاشت لب یعنی خموش طعم بوسه از سرم برد عقل و هوش در سرم جز عشق او سودا نبود بحر کس جز او در این دل جا نبود دیده جز بر روی او بینا نبود همچو عشق من هیچ گل زیبا نبود خوبی او شهره ی آفاق بود در نجابت در نکوهی تاف بود روزگار اما وفا با ما نداشت طاقت خوشبختی ما را نداشت پیش پای عشق ما سنگی گذاشت بی گمان از مرگ ما پروا نداشت آخر این قصه هجران بود و بس حسرت و رنج فراوان بود و بس یار ما را از جدایی غم نبود در غمش مجنون عاشق کم نبود بر سر پیمان خود محکم نبود سهم من از عشق جز ماتم نبود با من دیوانه پیمان ساده بست ساده هم آن عهد و پیمان را شکست بی خبر پیمان یاری را گسست این خبر ناگاه پشتم را شکست آن کبوتر عاقبت از بند رست رفت و با دلدار دیگر عهد بست با که گویم او که هم خون من است خسم جان و تشنه ی خون من است بخت بد بین وصل او قسمت نشد این گدا مشمول آن رحمت نشد آن طلا حاصل به این قیمت نشد عاشقان را خوشدلی تقدیر نیست با چنین تقدیر بد تدبیر نیست از غمش با دود و دم همدم شدم مست و مخمور و خراب از غم شدم ذره ذره آب گشتم کم شدم آخر آتش زد دل دیوانه را سوخت این پروا پر پروانه را عشق من از من گذشتی خوش گذر بعد از این حتی تو اسمم را نبر خاطراتم را تو بیرون کن ز سر دیشب از کف رفت فردا را نگر آخر این یک بار از من بشنو پند بر من و بر روزگارم دل مبند عاشقی را دیر فهمیدی چه زود عشق دیرین گسسته تار و پود گرچه آب رفته باز آید به رود ماهی بیچاره اما مرده بود بعد از این هم آشیانت هرکس است باش با او یاد تو ما را بس است
پروین اعتصامی، شاعره نامدار معاصر ایران از گویندگان قدر اول زبان
فارسی است که با تواناترین گویندگان مرد ، برابری کرده و به گواهی اساتید
و سخن شناسان معاصر گوی سبقت را از آنان ربوده است. رمز توفیق این ارزشمند زن فرهنگ و ادب فارسی، علاوه بر استعداد ذاتی؛
معجزه تربیت و توجه پدر نامور اوست که علیرغم محرومیت زن ایرانی از
امکانات تحصیل و فقدان مدارس دخترانه، خود به تربیت او همت گماشت و دختر
با استعداد و با سرمایه معنوی خود را به مقامی که در خورد او بود رسانید. پدر پروین میرزا یوسف اعتصامی (اعتصام الملک) پسر میرزا ایراهیم خان
مستوفی ملقب به اعتصام الملک از اهالی آشتیان بود که در جوانی به سمت
استیفای آذربایجان به تبریز رفت و تا پایان عمر در همان شهر زیست. یوسف اعتصام الملک در 1291 هـ.ق در تبریز به دنیا آمد. ادب عرب و فقه و
اصول و منطق و کلام و حکمت قدیم و زبانهای ترکی و فرانسه را در تبریز
آموخت و در لغت عرب احاطه کامل یافت. هنوز بیست سال از عمرش نرفته بود که
کتاب (قلائد الادب فی شرح اطواق الذهب) را که رساله ای بود در شرح یکصد
مقام از مقامات محمود بن عمر الزمخشری در نصایح و حکم و مواعظ و مکارم
اخلاق به زبان عربی نوشت که بزودی جزء کتابهای درسی مصریان قرار گرفت.
چندی بعد کتاب (ثورة الهند یا المراة الصابره) او نیز مورد تحسین ادبای
ساحل نیل قرار گرفت . اعتصام الملک از پیشقدمان راستین تجدد ادبی در ایران و به حق از
پیشوایان تحول نثر فارسی است. چه او با ترجمه شاهکارهای نویسندگان بزرگ
جهان، در پرورش استعدادهای جوانان، نقش بسزا داشت. او علاوه بر ترجمه بیش
از 17 جلد کتاب در بهار 1328 هـ.ق مجموعه ادبی نفیس و پرارزشی بنام (بهار)
منتشر کرد که طی انتشار 24 شماره در دو نوبت توانست مطالب سودمند علمی-
ادبی- اخلاقی- تاریخی- اقتصادی و فنون متنوع را به روشی نیکو و روشی مطلوب
عرضه کند. در کودکی با پدر به تهران آمد. ادبیات فارسی و ادبیات عرب را نزد وی
قرار گرفت و از محضر ارباب فضل و دانش که در خانه پدرش گرد می آمدند بهره
ها یافت و همواره آنان را از قریحه سرشار و استعداد خارق العاده خویش دچار
حیرت می ساخت. در هشت سالگی به شعر گفتن پرداخت و مخصوصاً با به نظم کشیدن
قطعات زیبا و لطیف که پدرش از کتب خارجی (فرنگی- ترکی و عربی) ترجمه می
کرد طبع آزمائی می نمود و به پرورش ذوق می پرداخت. در تیر ماه سال 1303 شمسی برابر با ماه 1924 میلادی دوره مدرسه دخترانه
آمریکایی را که به سرپرستی خانم میس شولر در ایران اداره می شد با موفقیت
به پایان برد و در جشن فراغت از تحصیل خطابه ای با عنوان" زن و تاریخ"
ایراد کرد. او در این خطابه از ظلم مرد به شریک زندگی خویش که سهیم غم و شادی اوست
سخن می گفت .خانم میس شولر، رئیس مدرسه امریکایی دختران خاطرات خود را از
تحصیل و تدریس پروین در آن مدرسه چنین بیان می کند. "پروین، اگر چه در همان اوان تحصیل در مدرسه آمریکایی نیز معلومات
فراوان داشت، اما تواضع ذاتیش به حدی بود که به فرا گرفتن مطلب و موضوع
تازه ای که در دسترس خود می یافت شوق وافر اظهار می نمود." خانم سرور مهکامه محصص از دوستان نزدیک پروین که گویا بیش از دوازده
سال با هم مراوده و مکاتبه داشتند او را پاک طینت، پاک عقیده، پاک دامن،
خوشخو، خوشرفتار، در مقام دوستی متواضع و در طریق حقیقت و محبت پایدار
توصیف می کند. پروین در تمام سفرهایی که با پدرش در داخل و خارج ایران می نمود شرکت
می کرد و با سیر و سیاحت به گسترش دید و اطلاعات و کسب تجارب تازه می
پرداخت. این شاعر آزاده، پیشنهاد ورود به دربار را با بلند نظری نپذیرفت و مدال وزارت معارف ایران را رد کرد. پروین در نوزده تیر ماه 1313 با پسر عموی خود ازدواج کرد و چهار ماه پس از عقد ازدواج به کرمانشاه به خانه شوهر رفت. با این همه او تلخی شکست را با خونسردی و متانت شگفت آوری تحمل کرد و تا پایان عمر از آن سخنی بر زبان نیاورد و شکایتی ننمود. بعد از آن واقعه تأثیرانگیز پروین مدتی در کتابخانه دانشسرای عالی
تهران سمت کتابداری داشت و به کار سرودن اشعار ناب خود نیز ادامه می داد.
تا اینکه دست اجل او را در 34 سالگی از جامعه ادبی گرفت در حالی که بعد از
آن سالها می توانست عالی ترین پدیده های ذوقی و فکری انسانی را به ادبیات
پارسی ارمغان نماید. بهرحال در شب 16 فروردین سال 1320 خورشیدی به بیماری
حصبه در تهران زندگی را بدرود گفت و پیکر او را به قم بردند و در جوار قبر
پدر دانشمندش در مقبره خانوادگی بخاک سپردند. در تهران و ولایات، ادبا و شعرا از زن و مرد اشعار و مقالاتی در جراید نشر و مجالس یادبودی برای او برپا کردند. در سال 1314 چاپ اول دیوان پروین اعتصامی، شاعره توانای ایران، به همت
پدر ادیب و گرانمایه اش انتشار یافت و دنیای فارسی زبان از ظهور بلبل
داستانسرای دیگری در گلزار پر طراوت و صفای ادب فارسی آگاهی یافت و از
غنچه معطر ذوق و طبع او محفوظ شد. چاپ اول دیوان که آراسته به دیباچه پر مغز شاعر و استاد سخن شناس ملک
الشعرای بهار و حاوی نتیجه بررسی و تحقیق او در تعیین ارزش ادبی و
ویژگیهای سخن پروین بود شامل بیش از یکصد و پنجاه قصیده و مثنوی در زمان
شاعر و با قطعه ای در مقدمه از خود او تنظیم شده بود. پروین با اعتقاد
راسخ به تأثیر پدر بزرگوارش در پرورش طبعش، دیوان خود را به او تقدیم می
کند . *** نمونه اثر اینکه خاک سیهش بالین است ثبت سالروز تولد پروین اعتصا می در تقویم رسمی کشور پروین اعتصا می شانزدهم فروردین ماه دار فانی را وداع گفت و در شهر قم در آرامگاه خانوادگی به خاک سپرده شد. کوتاه سخن آنکه به قول دانای ایرانی ارد بزرگ ، مردمان توانمند در میان
جشن و بزم نیستند . آنها در هر دم به آرمانی بزرگتر می اندیشند و برای
رسیدن به آن در حال پیکارند . پروین نیز هزاران سختی کشید به خاطر ایران
و ایرانی ، خرد و دانایی و نصیحت و حکمت ، عمر پروین بسیار کوتاه بود،
کمتر زنی از میان سخنگویان اقبالی همچون پروین داشت که در دورانی این چنین
کوتاه شهرتی فراگیر داشته باشد. پنجاه سال و اندی است که از درگذشت این
شاعره بنام می گذرد و همگان اشعار پروین را می خوانند و وی را ستایش می
کنند و بسیاری از ابیات آن بصورت ضرب المثل به زبان خاص و عام جاری گشته
است.
|
About![]()
وعده کردم که به تو سر نزنم Archives88/08/01 - 88/08/3088/06/01 - 88/06/31 88/05/01 - 88/05/31 88/04/01 - 88/04/31 88/03/01 - 88/03/31 88/02/01 - 88/02/31 88/01/01 - 88/01/31 87/12/01 - 87/12/30 87/11/01 - 87/11/30 87/10/01 - 87/10/30 87/09/01 - 87/09/30 87/08/01 - 87/08/30 87/07/01 - 87/07/30 87/06/01 - 87/06/31 87/05/01 - 87/05/31 87/04/01 - 87/04/31 87/03/01 - 87/03/31 86/08/01 - 86/08/30 86/06/01 - 86/06/31 86/05/01 - 86/05/31 86/04/01 - 86/04/31 86/03/01 - 86/03/31 85/12/01 - 85/12/29 85/11/01 - 85/11/30 85/10/01 - 85/10/30 85/09/01 - 85/09/30 85/03/01 - 85/03/31 85/02/01 - 85/02/31 Specific
بلاگ کد
فتو نایت
آپلود عکس
گالری عکس
انتخاب وبلاگ برتر
کد موسیقی لایت
قالب های نایت اسکین
|