|
هدف از ایجاد این مطلب خواهشی بود از همه شما بازدیدکنندگان محترم : دکتر علی شریعتی نویسنده، جامعهشناس شریعتی
یکی از متفکران شدیدا مسلمان بود و در عین حال، رویکردی نقادانه نسبت به
برخی از باورهای اختلاف افکنانه در مذهب داشت . او به طور خاص، تشیع صفوی
را مظهر سنت مسخ شده میداند و آن را توام با اسارت پذیری، خرافه ، تقلید
و جبر گرایی معرفی میکرد . ارد بزرگ اندیشمند و متفکر مهدی بازرگان نخست وزیر دولت موقت بعد از انقلاب اسلامی مهدی
بازرگان از سیاستمداران و روشنفکران فعال دهه چهل بود متن دفاعیات او در
دادگاه نظامی آن زمان مورد استقبال بسیاری قرار گرفت هدف او پایه ریزی
حاکمیتی دینی و جمهوری بود . در فروردين سال ۱۳۵۶ با جمعي از يارانش
جمعيت دفاع از آزادي و حقوق بشر را تأسيس کرد. در سالهاي 57-1356 از چهره
هاي درخشان و طراز اول جنبش انقلابي مردم ايران بود و با اوجگيري مبارزات
انقلابي امام خميني (ره) پيش از پيروزي انقلاب اسلامي به پاريس رفت و به
عضويت شوراي انقلاب در آمد و در 16 بهمن ۱۳۵۷ مأمور تشکيل دولت موقت
انقلاب شد. با حکم امام خميني (ره) و پيشنهاد شوراي انقلاب به نخست وزيري
منصوب گرديد و مسئوليت اجرايي کشور را در وضعيتي بسيار دشوار بر عهده گرفت
و در آبان ۱۳۵۸ استعفا داد و در انتخابات نخستين دوره مجلس به نمايندگي از
طرف مردم تهران به مجلس شوراي اسلامي راه يافت. مصطفی چمران معاون نخستوزیر در امور انقلاب دولت موقت عبدالکریم سروش روشنفکر دینی، نویسنده، شاعر و مترجم برای شرکت در این نظرسنجی به آدرس زیر مراجعه کنید :
میدانستم وقتی صدایم را بشنوی همانند : کود کی ارام و دوست داشتنی به من فکر خواهی کرد ... ای پناه گاه بی پناهیم ای برتر از خیال ها هم اکنون فریاد خواهم زد دوسـتــت دارم...فریاد میزنم تا صدایم تا عمق اقیا نوس ها و تا اسمان بی کران برسد تا بدانند درد عا شقی را ... تـــو برتراز خیال و قیاس و گمانی ... تـــو بی مثالی ... درهمه جای کرانه های قلــبم زمزمه ی نام تـــوست... تـــو سرچشمه ی پرتو های عشــــــقی ... تو فرمانروای احساس منی ... ای محبوب تر از هر محبوب تـــو, منی و من در درون تــــو....
زندگی زخمه ی زیبای سه تاری سرد است که به گرمای امیدت همه شب می نوازم آرام ... من سخن با تپش عشق تو میگویم لیک غصه ها دارم باز... قابی از نقش زمان بر دیوار که به امید نگاهش همه شب با خود آهسته چنین میگویم : زندگی باید کرد... زندگی باید کرد... آرزو ها دارم چشم هایی بر راه چشم هایی بر در تا شبی از پس ژرفای هزاران تردید به بر کلبه ی تاریک دلم باز آیی تا تو را از قفس آینه ها بر گیرم و پر از معنی با هم بودن سر بر آغوش تو بگذارم باز. عاشقت خواهم ماند و چنین خواهم مرد...
وقتی دونفر با هرزمینه ای که آمیخته با عشق ومهرومحبت ودوست
داشتن زندگی خود را با کلید ازدواج شروع میکنند داستان واقعی عشق شروع
میشه الان فرصت پرداخت به انواع دوستی ها نیست انواع هایی که در
آخراکثرا نتیجه خوب ومثبتی یافت نمیشود اما ازدواج ، وقتی دونفربا یه پیش
زمینه نسبت به هم تصمیم به با هم بودن میگیرند و به دنبال فرداهای قشنگ
هستن وازبچگی با رویا ها شون با فکرشون با محیط و قوه درونی آنها شکل
گرفته ،با ازدواج طیفی جدید ازرویکردهای شخصیتی فرد بروزمیکند این دو آدم
دراول با هرنگرشی نسبت به هم اگه واقعا تصمیم به ازدواج داشته باشند با
کلی احساسات مثبت ازموانع میگزرند برای زوج های قوی مشکلات تازه ای وجود
ندارد وبرای بعضی زوج ها استرس وفشارهای مالی محیطی و... وجود داره اما وقتی دونفرتصمیم میگیرند واقعا با هم باشن واقعا کلید یه
دنیا دستشون، درستتربگم اینه که میتونیم تصورکنیم که میخوان برن تو یه
مجتمع یا محیط ( یه جای بهشت مانند ) و پول اجاره یکی ازاتاق ارزون وگرون
اونو دارن یه کلید بهشون داده میشه این کلید فکر که میرن تومجتمع و هرچی
که بخوان اگه واقعا هردوتا با هم به یه نظر برسن، یعنی یه قفل
ازسوتفاهماشون رفع شده این یک مثال بحث اصل تداوم یه زندگی که برمبنای عشق وقتی که دوآدم واقعا عاشق همن یه سری واژه دوروبرشون، پول
مقام خانواده اجتماع سیاست ترقی بچه و روابط خانوادگی ودل مشغولی ها
وتفریحات و ازهمه مهمتروضعیت روحی هرلحظه دوزوج من خیلی به این موضوع فکرکردم ودیدم که دوزوج موفق این گوننه اند: درابتدا عشق با سیاست باید کارکرد وهمه خوبی ها وبدی ها
رویدفعه خرج نکرد همه چیزی تا وقتی به مرحله یکی شدن نرسیده نباید بیان
کرد درزندگی هرفردی نقطه سیاهی هست چه درعمل چه درفکر چون انسان دراین دنیا با این هم ابزارای مختلف که برایند
آنها به دو سیاهی وسفیدی نسبی گرایش دارد کشیده میشود ولی مهم چیزدیگه ای
واین که دونفرازهرتجربه قبلی و دلمردگی ویا دلخوشی به هم میرسن ومیخوان
زندگی کنند ودرشروع زندگی با یه دنیا امیدن، به فکرکارای نو به فکرشروع
کردن یه زندگی پرازعشق مهم نیست که ازلحظه آشنایی تا بابای شب بخیر شب عروسی چه هزینه ها یی پرداخت میشه ازنظرمالی اون چیزی که مهم فقط روح دوزوج که ازاول تا هرلحظه درحال یکی شدن ودانه ای به وجود میاد که شکوفایی این دانه یکی شدن میباشد دوزوج که درلحظات مختلف به هم انرژی میدن ودرحال یکی شدنن،
اما خیلی زوجا اینجوری شروع کردن وآخرکارشون به جادو وجمبل میکشه پا
درمیونی کارای فکری گوناگون ودراین وسط یکی ازاون دوعشق با شکوه اول
داره خرد میشه واون که با تمام وجود دوست داشتش داره این کارمیکنه به خاطر
چی ... دونفرکه عاشقن هم دیگه روبا تمام وجود دوست دارن مثل دومرغ دریایی میمونن که بادمخالفی اونا رو ازهم جدا میکنه اما اگه اونا بدونن مقصدکجاست حتی خیلی دورم باشه با بال عشق شجاعانه پروازمیکنن توتمام این مدت یکی ان، وقتی به هم میرسن یه چیزمیگن زل میزن بهم کلی خاطره توذهنشون تداعی میشه اما خاطره خاطره همیشه سفید نیست سیاه سیاه هم نیست اما هم توگذشته
بوده ودرآینده هم خواهد بود این بستگی به درایت دوزوج داره که ازتجربه
هاشون چه گارد محافظتی درست کنن گاردی منعطف که توذهن ناخوداگاه شکل
میگیره وپشتوانه بیدارشدنش عشق دو طرفه اگه دونفرهمدیگه رودوست داشته باشن یه خدای مهربونی کمکشون میکنه خدا مهرومحبت دوست داره اما باید گرایشی زیبا پیدا کنه وگرنه درمدارآدمیت و تنهایی محض دوزوج درحال گردشن الان تواین اجتماع ودرشکل گسترده، زوجهایی هستند که رود پرخروششن میخوره به سد این سدها شاید اینها هستند: روابط مسموم گذشته ویا درحال شکل گیری ویا انگیزه شخص ثالث روابط خانوداگی و اینکه توجهات چگونه است و... پارامترسیاسی.................. و چیزهایی دیگری که منجرمیشود آن روزهای قشنگ کلی بیرنگ بشه
دل یکی یا هردوتا ازسنگ بشه قصه ها مثل یه شیریا پلنگ بشه و قلب دوطرف
پرازتیشه کلنگ بشه و یه محبت سطحی شاید رفع این بازی بشه همه جورفیلمی دیده شده ومیبینم اما دونفریه روزی گم میشن توی ماجراجویی های که قشنگترازاون روزای عشق بانی بود چه باید کرد؟ اگه دونفرهمدیگه واقعا دوست داشته باشن هرروز درحال طی یه
مرحله یه منزل یه توقفگاه هستن وپله پله که با هم ازکاخ عشق بالا میرن
باید به پختگی برسن وگل این پختگی یکی شدن یعنی دیگه همه چیزهمو بدونن اگه
میخوان بحث جنجالی یا چالشی کنن این عشقشون نیست که به چالش کشیده میشه
بلکه چیزای زشتی که پشت دنیای قشنگشون یه رنگ سیاه کشیده اگه میخوان بخندن
میتونن هرلحظه عشق کنن وازیه جوک ذهنی گرفته تا بازی های مختلف رایانه ای اما حرف اصلی یکی شدن که با این مساله باید مشکلی وجود
نداشته باشیم وکاملا منعطفانه به سمت این موضوع حرکت کنیم که آن کلید حرکت
اصلی یعنی ایجاد دوست داشتن به خالق اصلی است این دردیدگاه یک انسان
معمولی خیلی زیباست وقتی دونفریکی شن میوه ای که درزمین عشقشون درمیاد
دوست داشتن واقعی خداست ما فقط با خلوص است که میتوانیم ذره ای خودمون نشون بدیم
خدای بزرگ همه مارومیبینه نه خداهای ساختگی خدای اصلی مارو میبینه تپش
دوقلب صادق میبینه خدا ازتمام کامپیوترها ازتمام ناکجاهای ذهنی
بشربزرگترفقط باید گفت که اوبزرگ وبا تمام وجود معتقد بود، که این زیباست معراج اصلی دوزوج ازدیدگاه من سفردوست داشتن سفری که درنهایت یه روزی میاد جلوی چشماش و هرکسی که دراین جهان صادقترباشه محبوبتر قطره ای ازبی نهایت اما با وضع موجود چنین معراجی اگه تبلیغ عمومی نداشته باشه
اگه ابزاری کوچک وبزرگ نداشته باشه این وصد هزارفکرخوبتر روشن تربه بم بست
میخوره ودرزندگی دونفرمحدود میشود ماخذ : http://amir13636300.blogfa.com
و من قدرت انتخاب را به تو دادم , پس برگزین ماخذ : http://love444.blogfa.com
با هم نگاهی به سالهای تولد افراد
سرشناس بنماییم در این مجموعه سمبولهای دوازده گانه
سالها گنجانده شده است و بر اساس آن فهرست افراد متولد آن سال تهیه گردیده است
امیدواریم مورد قبول واقع شود . نکته مهم :
ذکر اسامی به معنای تایید و رد هیچ کس نیست هدف از این کار مقایسه هریک از
این اشخاص نسبت به متولدین سال خود و همچنین سالهای دیگر می باشد :
شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد فریبنده زاد و فریبا بمیرد شب مرگ تنها نشیند به موجی رود گوشه ای دور و تنها بمیرد در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب که خود در میان غزل ها بمیرد گروهی برآنند کاین مرغ شیدا کجا عاشقی کرد آن جا بمیرد شب مرگ از بیم آن جا شتابد که از مرگ غافل شود تا بمیرد من این نکته گیرم که باور نکردم ندیدم که قویی به صحرا بمیرد چو روزی ز آغوش دریا برآمد شبی هم در آغوش دریا بمیرد
اگر عالم همه پر خار باشد دل عاشق همه گلزار باشد جهان عاشقان بر کار باشد لطیف و خرم و عیار باشد که او را صد هزار انوار باشد حریف عشق در اسرار باشد که مکر دلبران بسیار باشد که اسب عشق بس قهار باشد اگر چه راه نا هموار باشد
ببین دیگه دارم وبلاگ رو شادش میکنم .. فقط مونده بیای و ببینی.... !!!
قطار می رود.....تو می روی تمام ایستگاه می رود و من چقدر ساده ام.. که سال های سال در انتظار تو کنار این قطار رفته ایستا ده ام و همچنان به نرده های ایستگاه رفته تکیه داده ام!!!!!
امدی با اندوه.. ماندی ساده...پر از دیوانگی رفتی ..ساده..بی تفاوت من ماندم و سوال هایی بی جواب رسیدم به انتها به نقطه سیاه عشق.. گله ای ندارم از تو.. فاصله خیس و باران زده بین مان را باور نکردم.. گفتم می شکند.. اما خودم شکستم!!! باز هم گله ای ندارم.. فکر کردم می مانی و غصه ها رو از دلم خط می زنی.. اما خودم و خط زدی و رفتی ..!!!! باز هم گله ای نیست از تو شاید تو هم می دانستی که.. سهم من همینه.. و خیالم نباید ابی باشه..!!!
می خواستم نیست شوم...گم شوم.... قلب شیشه ای غرورم افتاد و شکست!!! اهی نکشیدم چون زندگی را با حضورت دوست دارم. انقدر در گفتن یک حرف حاشیه رفتم... و...... و به جای نوشتن تنها یک کلمه گوشه دفتر خاطراتت.... شعر های حاشیه ای نوشتم!!! تا عاقبت در حاشیه چشمانت افتادم
تو را در دل... دل را در موقع تپیدن.. و تپیدن را به خاطر تو دوست دارم من غم رادر سکوت سکوت را در شب شب را در بستر ...و بستر را برای اندیشیدن به خاطر تو ... ....دوست دارم من بهار را به خاطر شکوفه هایش زندگی را به خاطر زیبایی اش .....وزیبایی اش را به خاطر تو دوست دارم و من دنیا را به خاطر خدایش خدایی که تو را خلق کرد ...دوست دارم
فاتح قلب ها می شوی و ان گاه که طبق محاسباتت عاشق تر از شما بر زمین وجود ندارد......... به بهانه مهربانیت...تو را رها خواهند کرد! این هم یکی از سیاه چاله های تستی در مبحث نامعادله های عاشقانه است!!!!
من سرشار از اندوهم.. اندوهی که از نبودن توست من اسیر لحظه ها.... که بی تو خاطره می شوند من به تماشای ثانیه های زنده گی ام...که.. به دیدار تو دالباخته مرگند.......... بیقرارم من پر از بهانه ام... برای تر شدن....نبودن شکستن... با توام همیشه ....در خلوت خاموش ستاره ها تو را می خوانم.... در سکوت تاریک بهانه هام..
...تو را
عـشـق مـن جـز غم دلواپسي نـيسـت
رادیو سحر http://www.radiosahar.af/spip.php?article376 از فلاسفه می خواهم که به دنبال حقیقت نروند چون حقیقت نیاز به پشتیبان ندارد .( فردریش نیچه ) اراده ی مرد عامل خوشبختی اوست. (شچدرین) آنکس بر خویشتن نگهبان دارد که برای رسیدن به هوس و
آرزوهای کوچک قدر نیکخویی و جوانمردی را نشکند ، و اگر فزونی و کامیابی بد
روزگار را دید تن به پستی و زبونی نسپارد.( بزرگمهر) بهترین لحظات زندگی من لحظاتی بود که در خواب گذراندم. بتهوون خوارترین کارفرما کسی است که با ندادن و یا کم کردن دستمزد زیر دست فرمانروایی می کند . (اُرد بزرگ) چرخهای سنگین و زنگ زدۀ زندگی با دستهای نامرئی امید می چرخد .( ناصرالدّین صلب الزمانی) اگر مشکلی داری، به دلیل طرز فکر توست و تنها راهی که می
توانی مشکلات را برای همیشه حل کنی، این است که طرز فکرت را تغییر دهی.(
وین دایر ) فرودستان ، در بهترین هنگامه هم ، بهانه های فراوان ، برای انجام ندادن کار های خویش دارند .( اُرد بزرگ) طلوع و غروب عشق ، خود را به وسیلۀ درد تنهایی و جدایی محسوس می سازد . (لابرویر) در زندگی ثروت حقیقی مهربانی است ، و بینوایی حقیقی خودخواهی . (وینه ) همیشه بین خود و همسرت بازه ای را نگاهدار تا به خواری گرفتار نشوی . (اُرد بزرگ) از آنچه باعظمت است یا باید هیچ نگفت یا با عظمت سخن گفت و با عظمت سخن گفتن یعنی به دور از آرایش وآلایش (. فردریش نیچه ) میان گام نخست و آرمان بازه ای نیست ، آنچه داریم اندازه نبروی کنونی ماست .( اُرد بزرگ) عشق هميشگي است اين ما هستيم كه ناپايداريم ،عشق متعهد است مردم عهد شكن، عشق هميشه قابل اعتماد است اما مردم نيستند. ( لئوبوسكاليا) چشمه ساری که خود را در اعماق درون شما پنهان ساخته است ،
روزی قد خواهد کشید و فوران خواهد کرد و با ترنم و نغمه راه دریا را درپیش
خواهد گرفت . (جبران خلیل جبران) به من بگو قبل از آمدن به این دنیا کجا بودی؟ تا بگویم بعد از مرگ کجا میروی . (شوپنهاور ) هیچ گاه از داشتن دشمن نترس ، از انجام ندادن درست آرمان های خویش بترس .
( اُرد بزرگ) انسان هر قدر بیشتر بداند به همان اندازه نقطه های استتار بدست می آورد .
( ل – فوئر باخ) از دانش آموختن هیچ زمان غافل ممان ، گرچه در این راه رنجها کشی ، مبادا که دلت از آموختن ناتوان و آشفته گردد . (بزرگمهر ) خردمند آن نیست که چون در کاری میافتد بکوشد تا از آن کار بیرون آید، خردمند آنست که بکوشد در کاری نیفتد . (نصیحه الملوک) اینکه بعضی ها می ترسند یا افسرده می شوند به این علت است
که آنان سر رشته امور را از دست داده اند مسئولیت احساس شان بابت احساس
بدی که دارند مسئولیت را از سر خود باز می کنند چون برای شان راحت تر است
که دیگران را مسئول زندگی خود بدانند تا بگویند:باعث بروز چنین احساساتی
خودم هستم. (وین دایر) با ترشرویی به میان مردم رفتن ، تنها از بیماران ساخته است .
( اُرد بزرگ) عقل بی عاطفه خطرناک است و عاطفه بدون عقل قابل اعتماد نیست، آدم کامل آنست که هم عقل دارد و هم عاطفه .( ویلیام تن ) افزونی دانش گذشته، افزونی تاریخ انسان را پژمرده خواهد
ساخت و بزدل. در حالیکه انسان باید قادر باشد گذ شته را در خد مت حال
دربیاورد. البته اگر بتوانیم خوب یاد بگیریم که تاریخ را وسیله ای برای
زندگانی قرار دهیم .( فردریش نیچه ) آن که پند پذیر نیست ، در حال افتادن در چاله سستی و زبونی است .( اُرد بزرگ) رابطه قلبی دو دوست نیاز به بیان الفاظ و عبارات ندارد .( جبران خلیل جبران) تو، جدا از دیگران نیستی ، قضاوت در مورد کارهای خوب دیگران هم دست کمی از قضاوت در مورد کارهای بدشان ندارد. (وین دایر) برنامه ریزی، آوردن زمان آینده به حال است تا بتوانید اکنون برای آن کاری انجام دهیم. (آلن لاکیس) جمال اگرچه مایۀ شرافت است ولی مقرون به هزاران شر و آفت است . (شوپنهاور ) دوستی که نومیدنامه می خواند ، همیشه سوار تو و پیشدار دورخیزهای بلندت خواهد شد . (اُرد بزرگ) امید ، آهستگی و ملایمت زندگی را روشن و شیرین می کند ،
خشم و تیزی مایه رنج و بلاست . آهسته رو از عیبجوی می گریزد و شرم و
آهستگی را دوست می دارد .
( بزرگمهر ) تنها ابزار موفقیت که قطعا به آن نیاز دارید ، صرف نظر از
اینکه کارتان چیست ، این است که بیشتر و بهتر از آنچه از شما انتظار می
رود کارایی داشته باشید و خدمات عرضه کنید. (آگ ماندینو ) دوستان عبارت از خانواده ای هستند که انسان اعضای آن را به اختیار خود انتخاب کرده است .( آلفونس کار ) استعداد آدمی را می پوشاند و وقتی استعدادش کاهش یافت آنچه هست نمایان می شود . (فردریش نیچه ) نامداری بی نیک نامی ، به پشیزی نمی ارزد .( اُرد بزرگ) زناشویی عبارتست از سه هفته آشنایی ، سه ماه عاشقی ، سه سال جنگ و سی سال تحمل . (ویلیام تن) اگر گام در معبدی نهادی تا اوج فروتنی و هراس خود را
اظهار کنی ، برای همیشه برتری کسی نسبت به کس دیگر نخواهی یافت . برای تو
کافی است که گام در معبدی نهی ، بی آنکه کسی تو را ببیند .( جبران خلیل
جبران) انسان در همان لحظه كه تصميم ميگيرد آزاد باشد آزاد است . (والتر ) قهرمان های آدمهای کوچک ، همانند آنها زود گذرند .( اُرد بزرگ) اساسا ، خوشبختی فرزند نامشروع حماقت است. همه کسانی که
در جست و جوی خوشبخت بودن هستند بی خود تلاشی در بیرون از خویش نکنند اگر
بتوانند " نفهمند" می توانند " خوشبخت " باشند. (علی شریعتی) زنان تحصيلكرده همسران خوبي از آب در مي آيند , زيرا براي
اينكه توضيح بدهند كه چرا غذا شور يا بيمزه شده است كلمات بيشتري در
اختيار دارند.( باب هاپ) صدا زنده است یا مرده؟ رنگ ها بخشی از پیکره ای زنده اند
یا مرده ؟ ! آذین بند و رخت چطور؟ !!!
اگر کسی در این پرسش ها خوب بنگرد خواهد دید همه آنها دارای روان و نیرو
هستند . یک آوای زیبا می تواند شما را از خود بی خود کند ، رنگی ویژه می
تواند شما را آرامش و یا به خشم در آورد و یا پدیده های بی جانی همچون
نامه و جامه و ... به صد زبان با شما گفتگو می کنند ، همه آنها در حال
سرودن آواز خوش دمادم زندگی اند ... (اُرد بزرگ ) عشق هنگامی که شما را می پرورد شاخ و برگ فاسد شده را هرس می کند .
( جبران خلیل جبران) هم رنگ دیگر کسان شدن ، باور هیچ کدام از بزرگان نبوده است . ( اُرد بزرگ ) هيچ چيز در زندگي شيرين تر از اين نيست كه كسي انسان را
دوست بدارد. من در زندگاني خود هر وقت فهميده ام كه مورد محبت كسي هستم,
مثل اين بوده است كه دست خداوند را بر شانه خويش احساس كرده ام . (چارلز
مورگان) خردمندی که بخشنده و دانشور و دادگر و نژاده باشد هرگز بد خو نمی شود . (بزرگمهر ) باید بر فریب حواس خود پیروز شویم .( فردریش نیچه ) حکیمان مال را از برای آن دارند که محتاج لئیمان نگردند .( ارسطا طالیس) آدم های بزرگ به خوشی های کوتاه هنگام تن نمی دهند .( اُرد بزرگ ) تنها علاج عشق ، ازدواج است .( آرت بوخونواله) با سالخوردگان و افراد با تجربه مشورت کنيد که چشمهايشان
، چهره ی سالها را ديده و گوشهايشان ، نوای زندگی را شنيده است .( جبران
خلیل جبران) آدم بی مایه ، همه افراد را ابزار رسیدن به خواسته های خویش می سازد .( اُرد بزرگ ) کسی که برای خود احترام قائل است، از گزند دیگران در امان
است. او کتی را بر بدن دارد که کسی را یارای پاره کردن آن نیست.( هنری
لانگ فلو) بزرگترین کارخانه نابودی توانمندیها ، آیین آموزشی نادرست است.( اُرد بزرگ ) تقريبا هر چيزي كه وجود دارد در معرض تاويل است؛ زندگي
خود چيزي نيست جز ستيزه و جدال ارزش ها و مبارزه براي تاويل انديشه ها و
آرمان ها . (فردریش نیچه ) اگر قدرت ندارید که با نیروی خود مشکل ها را در هم بشکنید لااقل مرد باشید که در برابر حوادث بایستید . (حسن صباح) در سرزمین هرز سرشاخه های سبز نمی روید . (حمید مصدق) باید دنبال شادی ها گشت ولی غمها خودشان ما را پیدا می کنند .( فردریش نیچه ) زمین نیز مانند ما در جستجوی خوراک است و از این مردم میخورد و میآشامد .( ابوالعلاء معری) خردورزان همیشه به راه آزادگان و راستان می روند .( بزرگمهر ) آنکه دیگران را ابزار پرش خویش می سازد ، تنها خواهد ماند . ( اُرد بزرگ ) طبيعت با آغوشی باز و دستانی گرم ، از ما استقبال کرده و
می خواهد که از زيبايی اش لذت بريم.چرا انسان بايد آنچه در طبيعت ساخته
شده است را از بين برد ؟.( جبران خلیل جبران) چنانکه برگ ناچیز درخت نمی تواند رنگ سبز خود را تغییر
دهد و آن را به زردی درآورد ، جز با خواست طینت درخت و نوعی شناخت که در
نهاد آن به کار گرفته شده است ، کسی هم که مرتکب گناهی می شود قادر نیست
بدون خواست و اراده ناپیدای شما و نیز بدون آگاهیهای مرموز دل شما مرتکب
بزهکاری شود ، زیرا شما همگی در یک قافله رو به سوی ذات الهی در حرکتید
(راه شمایید و رهروان شما ) .( جبران خلیل جبران) براي ازدواج كردن، بيش از جنگ رفتن، شجاعت لازم است.( كريستين) اگر ایلخانان به تاریخ بها می دادند و از آن عبرت می
گرفتند هیچگاه به ایران نمی آمدند و به این سرنوشت شوم گرفتار نمی شدند .
(خواجه نصرالدین توسی ) چون به کسی اجازه دادی که در حضورتو سخن بگوید بر او درشتی و تندی مکن و بمان تا سخنش را به پایان برد . (بزرگمهر ) مردمان توانمند در خواب نیز ، رهسپار جاده پیشرفتند . اُرد بزرگ جهان هیولای انرژیست که آغاز و پایان ندارد وتنها خود را دگرگون می سازد . فردریش نیچه برنامه ریزی ، آوردن آینده به زمان حال است تا بتوانید همین الان کاری برای آن انجام دهید. (آلن لاکین ) نقد و ارزیابی بی کینه ، پاداشی است که ارزش آن را باید دانست . ( اُرد بزرگ ) از این نکته مشوق تر نمی توان که بشر دارای دارای قدرت
انکار ناپذیری است که می تواند با یک مجاهدت آزادی زندگی خود را اعتلا دهد
اگر کسی در جهت رویا و تخیل های خویش راه برود و کوشش کند و آن زندگانی ای
را که در عالم خیال برای خود مجسم کرده است فراهم سازد با موفقیتی که در
لحظه های عادی غیر منتظره است مواجه خواهد شد. (هنری ترو ) اگر آغاز زندگی ات با سپیده دم و روز همزاد گشت همواره در
جست و جوی چراغ و پناهگاهی برای شبانگاهان باش ، و اگر درشب و سیاهی آغاز
شد از امید در خود چراغی بیافروز که پگاه خوشبختی نزدیک است. (اُرد بزرگ ) آن هنگام که تاب زیستن در خلوت دل از کف دهید ، زندگانی
در لبهایتان جاری شود . و صدا ، موسیقی دلنوازی ست که بدان ، اوقات
گذرانید و دل ، خوش دارید .اما به ترنم این گفتار نیمی از اندیشه تان
معصومانه مقتول گردد . که تفکر ، شاهین ملکوت است و در قفس کلام ، بالهای
خود را شاید که بگشاید ، اما پرواز نتواند .( جبران خلیل جبران) مردانی که بیشتر از حقوق و هنجار زنان پشتیبانی می کنند خود بیشتر از دیگران به نهاد زن می تازند . (اُرد بزرگ) مانند آسمان بخشنده ومانند زمين افتاده باش ، رمز زندگي همين است. (مولير) هر وقت خواستی در کار کسی شیطنت کنی، اول خودت را به جای او بگذار! .( ژول ورن) دشمن ابزار نابود ساختن آدمی را ، در درون سرای او جست و جو می کند .( اُرد بزرگ ) دانای روشندل کسی است که به فرمان دیو از راه یزدان پاک جهان آفرین برنگردد. (بزرگمهر) در زندگی بايد دو عامل را هدف زندگی قرار داد :
۱- رسيدن به آنچه که می خواهی
۲- لذت بردن از آن
(لوگان پيرسال اسميت )
|
About![]()
وعده کردم که به تو سر نزنم Archives88/08/01 - 88/08/3088/06/01 - 88/06/31 88/05/01 - 88/05/31 88/04/01 - 88/04/31 88/03/01 - 88/03/31 88/02/01 - 88/02/31 88/01/01 - 88/01/31 87/12/01 - 87/12/30 87/11/01 - 87/11/30 87/10/01 - 87/10/30 87/09/01 - 87/09/30 87/08/01 - 87/08/30 87/07/01 - 87/07/30 87/06/01 - 87/06/31 87/05/01 - 87/05/31 87/04/01 - 87/04/31 87/03/01 - 87/03/31 86/08/01 - 86/08/30 86/06/01 - 86/06/31 86/05/01 - 86/05/31 86/04/01 - 86/04/31 86/03/01 - 86/03/31 85/12/01 - 85/12/29 85/11/01 - 85/11/30 85/10/01 - 85/10/30 85/09/01 - 85/09/30 85/03/01 - 85/03/31 85/02/01 - 85/02/31 Specific
بلاگ کد
فتو نایت
آپلود عکس
گالری عکس
انتخاب وبلاگ برتر
کد موسیقی لایت
قالب های نایت اسکین
|