تبليغاتX
م . اتاق تنهایی یک دختر شهرستانی

م . اتاق تنهایی یک دختر شهرستانی

آیا دستانت آرامش گاه من است؟ تو جذابترین و زیباترین مرد رویاهای من خواهی بود؟

عشق زاییده ی تنهایی است و تنهایی نیز زاییده ی عشق،عشق پایداری است نه اسارت ایثار است و نثار کردن نه گرفتن،عشق نیروی فعال انسان است،نیرویی که دیوار بین انسان ها را می شکند،نیرویی که انسان را به دیگری پیوند می دهد و او را از انزوا و جدایی می رهاند،یک انسان عاشق هر آنچه که میتواند باید به معشوق خود ببخشد،این به آن معنا نیست که خودش را قربانی معشوق و دوست نماید بلکه او از آنچه در وجود خود دارد به دیگری می بخشد،یعنی از شادی خود،علاقه ی خود،غمهای خود، همه را نثار می کند تا معشوق نیز از این داده ها غنی شود، عشق یک هنر است،عشق زندگی و امید می آفریند و هر کس لیاقت عاشقی ندارد، مگر آنکه پاکباخته و صادق باشد.

+نوشته شده در ساعتتوسط سمیرا .م | |

ای پناه قلبهای بی پناه ای امید آسمان های غریب
ای به رنگ اشک های گرم شمع ای چنان لبخند میخک ها نجیب
ای دوای درد دلهای اسیر ای نگاهت مرهم زخم بهار
ای عبور تو غروب آرزو ای ز شبنم های رویا یادگار
کوچه دل با تو زیبا میشود
تو شفا بخش نگاه عاشقی
مهربانی نازننی مثل عشق
با تمام شاپرک ها صادق ی
چشم هایت مثل رنگین کمان دست هایت باغ پک نسترن
قلب اقیانوسی از شوق و نگاه با دلت پروانه شد احساس من
قلب من یک جاده تاریک بود
با تو قلبم کلبه پیوند شد
اشک هایم مثل نیلوفر شکفت
حاصلش یک آسمان لبخند شد
مرز ما گلدانی از احساس شد
 تو گلدان پیچکی از عاطفه
تو شدی راز شکفتن
من شدم برگ سبز و کوچکی از عاطفه
ای تماشای تو یک حس لطیف
 بی تو فرش ک.چه های بارانی ست
بی تو صد نیلوفر عاشق هنوز
در حصار عاشقی زندانی ست
قلب من تقدیم چشمان تو شد
عشق یعنی تا ابد آبی شدن
عشق یعنی لحظه ای بارانی و
لحظه ای شفاف و مهتابی شدن
عشق یعنی لذت یک آرزو
عشق یعنی یک بلای ماندگار
عشق یعنی هدیه ای از آسمان
عشق یعنی یک صفای سازگار
عشق یعنی با وجود زندگی دور از آداب مردم زیستن
عشق یعنی لحظه ای خندیدن و
 سال ها اشک ندامت ریختن
عشق یعنی زنگ تکرار نگاه
عشق یعنی لحظه ای زیبا شدن
عشق یعنی قطره بودن سوختن
عشق یعنی راهی دریا شدن
هر چه هست این عشق صد ها قلب صاف
با حضورش ‌آبی و بی کینه است
عشق یعنی سبز بودن تا ابد
عشق رنگ نقره اینه است
تو گل گلدان قلب من شدی
عشق شد یک برگ از گلدان تو
در بهار آرزوها می دهد
 میوه های عاطفه چشمان تو
چشمهایم باز بارانی شدند
قلبم اما گشت دریای ز عشق
دل گذشت از کوچه های خاطره
ر.ح شد مضمون و معنایی ز عشق
باید از آرامش دل ها گذشت
شادمان چون لحظه دیدار شد
بهترین تسکین دل این جمله است
باید از پیوند تو سرشار شد

مريم حيدرزاده

+نوشته شده در ساعتتوسط سمیرا .م | |

شب های وداع همیشه بیمار می شوم

و روزهایش درد تمام استخوان هایم را می بلعد

و معمولا در این شرایط است که بهشت را نمی فهمم

و هبوط می کنم هبوط

یکسال تقویم می شود  

 می آیی در گوشم و زبانم قفل می شود

مرد راننده گمان می کند لالم

نعمت هایت در قاب چشمانم می رقصد

و من دوستت دارم را مشق می کنم

یا کریم

 

+نوشته شده در ساعتتوسط سمیرا .م | |