تبليغاتX
م . اتاق تنهایی یک دختر شهرستانی

م . اتاق تنهایی یک دختر شهرستانی

آیا دستانت آرامش گاه من است؟ تو جذابترین و زیباترین مرد رویاهای من خواهی بود؟

هوا بس ناجوانمردانه سردست...آی

دمت گرم و سرت خوش باد

سلامم را تو پاسخ گوی  در بگشای

منم من میهمان هر شبت  لولی وش مغموم

منم من سنگ تیپا خورده ی  رنجور

نه از رومم  نه از زنگم  همان بیرنگ بیرنگم

بیا بگشای در   بگشای   دلتنگم

شعر  از  اخوان ثالث

+نوشته شده در ساعتتوسط سمیرا .م | |



سلام بر دوستان بسیار عزیز

در این پست به معرفی یکی از محبوبترین ( و شاید محبوبترین ) خواننده و آهنگساز آمریکای جنوبی می پردازم . مردی که با موسیقی معروف شد ، با تلاش برای گسترش آزادی محبوب و با مرگ قهرمانانه اش به افسانه بدل شد . مردی از جنس " صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را تا دگر مادر گیتی همچو فرزند بزاید ..." صحبت از ویکتور خاراست . معلم ، استاد دانشگاه ، کارگردان تاتر ، شاعر ، خواننده و فعال سیاسی شیلی . مردی که تاتر شیلی را احیا کرد و به پایه تاتر کلاسیک جهان رسانید . مردی که که یکی از ایجاد کننده گان موج موسیقی نوین شیلی در زمان حکومت سالوادور آلنده بود . مردی از جنس هنر ، عشق و انسانیت .


ویکتور خارا با نام کامل (Víctor Lidio Jara Martínez ) در 28 سپتامبر 1932در یکی از شهرهای کوچک جنوب سانتیاگوی شیلی به دنیا آمد . در سن 15 سالگی مادرش را از دست داد . در ابتدا می خواست حسابدار شود اما بسرعت از ادامه این کار منصرف شد و تلاش کرد تا کشیش شود . بعد از 2 سال توسط کلیسا از مدرسه علوم مذهبی اخراج شد .سپس چندین سال در ارتش خدمت کرد تا اینکه به شهر خود بازگشته و به اجرای موسیقی محلی و تاتر پرداخت .

موسیقی وی به شدت متاثر از موسیقی محلی شیلی و سایر کشورهای آمریکای جنوبی است و همچنین خواننده گانی همچون Violeta Parra, Atahualpa Yupanqui, و شاعر توانای شیلیایی پابلو نرودا بر وی تاثیر به سزایی داشته اند .


در اواسط دهه 50 میلادی وی همراه گروه cuncumen به اجرای آهنگهای فلکلور پرداخت .در سال 1966 اولین آلبوم از ترانه هایش را به بازار روانه کرد و در سال 1970 تاتر را برای فعالیت هر چه تمامتر در موسیقی ترک کرد . ترانه های وی ترکیبی از موسیقی محلی و اعتقاد به گروههای سیاسی چپ است . در همین سالها وی از کاندیدای انتخاباتی حزب اتحاد مردمی شیلی برای ریایت جمهوری سالوادور آلنده حمایت کرده و در اجتماعات این حزب بطور داوطلبانه به اجرای موسیقی رایگان پرداخت .
در سال 1970 آلنده با اکثریت آرا در انتخاباتی مردمی به ریاست جمهئوری شیلی انتخاب شد درحالیکه دولت آمریکا از ارتش شیلی که بر ضد آلنده جبهه گرفته بود حمایت می کرد . در 11 سپتامبر سال 1973 که ارتش شیلی به سرکردگی پینوشه دست به کودتا زد ، ویکتور خارا راهی دانشگاه تکنولوژی سنتیاگو که در آن سمت استادی داشت شده تا موجب بالا رفتن روحیه اساتید و دانشجویان طرفدار آلنده که در آنجا برابر نیروهای ارتش موضع گرفته بودند شود .



در صبحدم 12 سپتامبر سال 1973 ویکتور خارا دستگیر شده و به همراه هزاران نفر از دستگیر شده گان دیگر در استادیوم شیلی ( که در سپتامبر 2003 به استادیوم ویکتور خارا تغییر نام داد ) در بند کشیده شد . در ساعت و روزهایی که از پی آمدند بسیاری از بازداشت شده گان توسط نیروهای ارتش اعدام شدند .

و شیرآهن کوه مردی چنین عاشق ، میدان کوچک سرنوشت را به پاشنه آشیل در نوشت ...
چندین نفر از زندانیان سیاسی بعدها شهادت دادند که اسیر کننده گان او در حالی که وی را به زمین انداخته بودند به مسخره پیشنهاد نواختن گیتار به وی دادند که وی در این هنگام قسمتی ار آهنگی معروف را که برای جبهه اتحاد مردمی سروده بود اجرا نمود و سایر زندانیان در خواندن این ترانه وی را همراهی کردند .
پس از اجرا ویکتور خارا چندین بار مورد ضرب و شتم قرار گرفته ، استخوانهای دست و دنده اش توسط بازداشت کننده گان خرد شد . همچنین گفته می شود هر دو دست وی را قطع کردند ....
در روز 15 سپتامبر وی تیرباران شده ، جسدش در یکی از مراکز زباله حومه سانتیاگو به صورت گروهی با تعدادی دیگری از انقلابیون اعدام شده به خاک سپرده شد و بعدها به شهر Morgue انتقال پیدا کرد .

{ سنگ قبر ویکتور خارا که جمله تا پیروزی بر روی آن مشاهده می شود }

در همان هنگام رژیم دیکتاتوری پینوشه اقدام به سوزاندن اکثر آثار ویکتور خارا نمود اما برخی از آثار وی توسط Joan Jara بطور مخفیانه از شیلی خارج شده و بعدها تکثیر و در تمامی جهان پخش شد .







نقل قولی از ویکتور خارا :

عشق ورزیدن به خانه ام ، به همسرم و فرزندانم
عشق ورزیدن به زمین که به من برای زندگی یاری می رساند
عشق به آموزش و کار
عشق به دیگرانی که که برای مردم به نکویی فعالیت می کنند
عشق به عدالت به شکل ابزاری که تساوی را برای بزرگی انسان فراهم می کند .
عشق ورزیدن به صلح و دوستی برای لذت بردن از زندگی
عشق به آزادی ، اما نه آن آزادی که با فدا کردن آزادی دیگری حاصل شده ، بلکه آزادی برای همگان
عشق ورزیدن به آزادی برای زیستن ، برای زندگی فرزاندان من ، در خانه ای که از آن من است ، در شهر من ، دیار من ، در میان مردمان همسایه ام ...
عشق ورزیدن به آزادی ، در محیطی که برای ساختن سرنوشتمان نیاز داریم
عشق ورزیدن به آزادی بدون بندگی ، نه برای ما و نه برای دیگران ...



ببخشید که این پست کمی طولانی بود ولی در مورد کسی که Pete Seeger خواننده امریکایی در موردش گفته :
نمی شه به آسونی گذشت ...





Download :


Victor Jara - El derecho de vivir en paz

http://www.4shared.com/file/16809126...ir_en_paz.html


Victor Jara - Ni Chicha ni Limoná

http://www.4shared.com/file/16809231..._ni_Limon.html


Victor Jara - Te Recuerdo, Amanda

http://www.4shared.com/file/16808932...do_Amanda.html


Victor Jara - no murio

http://www.4shared.com/file/16809387..._no_murio.html


موفق باشین

بدرود .

پ .ن : اطلاعات برگرفته از سایت ویکی پدیا با کمی تغییر و اضافات . در ضمن لطفا من را برای ترجمه بعضا نا هماهنگ این مقاله ببخشید .

+نوشته شده در ساعتتوسط سمیرا .م | |

 شادمانی اسطوره ايست که در جستجويش هستيم.

 

ظاهر هر چيز بنا بر احساس ما تغيير می کند و

به اين خاطر، سحر و زيبايی را در آن می بينيم ،

حال آنکه سحر و زيبايی، به واقع درون خود ماست.

آنکه فرشتگان و شياطين را در زيبايی و زشتی زندگی نمی بيند ،

به يقين از دانش و آگاهی دور است و روحش نيز تهی از عشق و محبت

 

 

" در رنجی که ما می بريم ، درد نه تنها در زخمهايمان ،

 که در اعماق قلب طبيعت نيز حضور دارد.

 در تغيير هر فصل ، کوهها ، درختان و رودها ظاهری دگرگونه می يابند ،

 همانگونه که انسان در گذر عمر ، با تجربيات و احساساتش تحول می يابد.

 در دل هر زمستان ، تپشی از بهار و

در پوشش سياه شب، لبخندی از طلوع نمايان است "

+نوشته شده در ساعتتوسط سمیرا .م | |

من می خواستم تمام عشقم رو برات بفرستم ولی پستچی گفت امکانش نیست چون این خیلی بزرگه


من الان تو بیمارستانم. تا 5 دقیقه دیگه می برنم اتاق عمل. دکتر می گه من خواهم مرد اگر اس ام اس تو بهم نرسه


دوست های خوب مثل ستاره ها میمونند حتی وقتی هم نمیبینیشون باز خیالت راحته که سر جاشون نشستن

پاییز هیچ حرف تازه ای برای گفتن ندارد. با این همه وقتی از منبر باد بالا می رود درخت ها چه زود به گریه می افتند

فتيله خشم را پايين بكشيد تا شيشه دلتان دودي نشود

به اندازه ی پاهام دوستت دارم امضا :هزارپا

+نوشته شده در ساعتتوسط سمیرا .م | |